مجموعه جامع تمرینات یوگا مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 12 بهمن ماه سال 1388
بهتر زندگی کنیم

چند راز برای شاد زیستن

در لحظه باشید!

اگر در حال حاضر در حال سپری کردن بعد از ظهریک روز پر کار در منزل هستید،هیچ وقت اجازه ندهید که مشکلات و گرفتاری های صبح در محیط کار در این زمان به خانه شما بیاید.یا مثلا بهتر است که هنگام صرف شام با خانواده به جای نگرانی برای قرار ملاقات روز آینده با پزشک،به غذا،حمع خانواده وصحبت های خانواده فکر کنید.

بلند بخندید.

یکی از رموز شاد زیستن وسالم بودن،خندیدین است.احساس شادی میزان هورمون «آندرفین» و هورمون های دیگری را که به خوشی وشادی شما می انجامد افزایش می دهد و در عین حال مقدار هورمون اضطراب را کاهش می دهد.پس سعی کنید همیشه بخندید،حتی به زور،بیاد آوردن یک خاطره خوش ویا تعریف کردن یک جک و لطیفه برای خودتان هم مفید است.

خوب بخوابید.

تاثیرات خوب خوابیدن در سلامت بدن واثرات خواب در فیزیولوژی بدن امری کاملا اثبات شده است. بهتر است که روزانه برای مدت کوتاهی استراحت کنید وشب ها هم حداکثر تا ساعت 10 شب به رختخواب بروید و بخوابید.البته امروزه شاید ساعت 10شب خوابیدن دور از دسترس باشد ولی در هر صورت خواب شبانه وتاریکی مهترین وبهترین زمان استراحت وباز سازی قوا است. در 24 ساعت بدن ما حدودا به 8 ساعت خواب نیاز دارد.پس برای سالم زیستن وشاد بودن خواب خود را تنظیم کنید.

به موزیک گوش دهید.

تحقیقات حاکی از آن است که شنیدن موسیقی قسمتی از مغز را فعال می کند که فعالیت این قسمت باعث احساس نشاط در بدن می شود. بعلاوه موسیقی ملایم هم در بدست آوردن آرامش هم کمک کننده است.شاید بسیار در رستوران ها،مطب ها به موسیقی آرام وملایم گوش کرده باشید.دلیل آن آرامش است.

منظم باشید.

با وجود شلوغی میز کارتان که پر از کاغذ ، مجله وصورت حساب است، یا کابینت آشپز خانه تان که بسیار نامنظم است ونیز دسته چکتان که در طی شش ماه اخیر هنوز تسویه نشده، نمی توانید تمرکز کنید ونفس عمیق بکشید.نظم وهارمونی به دلیل ذات انسان برای او زیبا ومایه آرامش است.به علاوه با انجام کارهای روزانه منزل(جارو زدن،گردگیری وشست وشو و...)هم می توان به آرامش وشادی رسید.

در زندگی به بعضی از مسائل نه بگویید.

هیچ چیز در زندگی مهمتر از سلامتی وتندرستی نیست.برای زندگی خود کار کنید نه برای کار زندگی!کارهایی که در اولویت نیستند و از آنها لذت نمی برید را از برنامه زندگی خود حذف نمایید.برای انجام کارهای مورد علاقه خود لیستی تهیه کنید.

برای انجام هر کاری ،زمان مشخصی را اختصاص دهید.

محققین بر این باورند افرادی که در یک زمان به انجام چند کار می پردازند،بیشتر به بیماری پر فشاری خون مبتلا می شوند.زمانی که با تلفن صحبت می کنید،به جای انجام همزمان شست وشوی لباس ها یا بررسی پرونده ها بهتر است که به راحتی بنشینید وبه مکالمه خود بپردازید وتمرکز کنید ونیز زمانی که با کامپیوتر کار می کنید به کار یا پروژه ی دیگر نپردازید.بهتر است که نخست کار اول را به پایان برسانید سپس به کار دیگری بپردازید. برنامه ریزی داشته باشید وکار هایی را که باید انجام دهید از قبل مشخص کنید.هیچ چیز بهتر از این نیست که وظایفتان را بنویسید.این کار باعث می شود اهدافتان را شناسایی کرده وتنش ونگرانی را وجودتان دور کنید.سپس مطمئن شوید که تمام کارهایتان را به خوبی انجام داده اید.

باغبانی کنید.

همان طور که تنفس هوای تازه و انجام حرکات ورزشی باعث کاهش اضطراب می شود و فرد را سرحال وسر زنده می کند،انجام امور باغبانی مثل زدودن علف های هرز باغ یا باغچه،، آب پاشیدن روی یک گیاه روی در گلدان،تماشای رشد دانه ای که به گیاه تبدیل شده و گل می دهد ویا هرس شاخ وبرگ درختان که ممکن است فقط چند ساعتی وقتتان را بگیرد...همه حس شادی وآرامش را در وجودتان زنده می کنند.

دوشنبه 18 خرداد ماه سال 1388

رای

شنبه 1 فروردین ماه سال 1388
سال نو مبارک

درسته که سال گاو ولی برای هممون این آرزو رو دارم که در سال جدید گاو نباشیم.


سه شنبه 19 آذر ماه سال 1387
جوک

بر در ورودى کلیسائى نوشته شده است: اگر از گناه خسته شده اى وارد کلیسا شو! رندى زیر آن نوشت: اگر نه، با شماره زیر تماس بگیر!

یه نفر داشته برای مردم صحبت می کرده، می گه: اگه سگ بهتون حمله کرد باید این آیه قرآن را بخوانید.
حیف نون می گه: اما خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه، چون ممکنه همه سگها عربی بلد نباشند!

حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: "پرده دوم، دو سال بعد"
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!
فرستنده جوک: علی

مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!

زن حیف نون بهش می گه شوهر همسایه، هر روز صبح که می خواد از خونه بره بیرون زنش رو بوس می کنه، تو چرا این کار رو نمی کنی؟
حیف نون می گه: آخه من که زن همسایه رو خوب نمی شناسم!

تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده!

به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن... خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر... بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم!

اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!

حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: "رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد... من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد..."
دوستاش می گن: "حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!"
حیف نون می گه: "پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟" 

به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

یه روز به حیف نون می گن با ماهیچه جمله بساز.
می گه: خر در برابره ما هیچه!

افسر از سرباز پرسید: چه موقع یک سرباز مى‏تواند بدون اجازه از پادگان بیرون برود؟
سرباز: وقتى که مطمئن باشد گیر نمى‏افتد.

پیرزنى در کوپه قطار نشسته بود و مردى روبروى او بود که دائماً آدامس مى‏جوید. پیرزن رو کرد به مرد و گفت: شما خیلى لطف دارید که مى‏خواهید با من حرف بزنید تا حوصله‏مان سر نرود، ولى متأسفانه من کاملاً کر هستم.

اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟

به یک اسکلت میگن یه دروغ شاخ دار بگو.
می گه: توپولویم توپولو! صورتم مثل هلو!

پدر:« پسر جان! وقتی من به سن تو بودم، اصلاً دروغ نمی گفتم.»
پسر:« پدرجان! ممکن است بفرمایید که دروغگویی را از چه سنی شروع کردید؟»

آیا می دانید فاصله میان خنده و گریه چیست؟
دماغ! انسان با چشم گریه می کند و با دهان می خندد، فاصله میان دهان و چشم هم دماغ است.

اولی:« به نظر تو، هویج باعث تقویت بینایی می شود؟»
دومی: «حتما، چون تا به حال هیچ خرگوشی را ندیده ام که عینک زده باشد.»

سه نفر رو می خواستند اعدام کنند.
نفر اول رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
ناگهان اعدامی فریاد می زنه: زلزله!!! همه سربازان فرار می کنند و خودشون رو روی زمین می اندازند و اعدامی فرار می کنه.
نفر دوم رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
ناگهان اعدامی فریاد می زنه: طوفان!!! همه سربازان فرار می کنند و تا در محل امنی پناه بگیرن و اعدامی فرار می کنه.
نفر سوم رو می برن جلوی جوخه اعدام. فرمانده فریاد می زنه: جوخه... آماده... هدف...
ناگهان اعدامی فریاد می زنه: آتش!!!
جمعه 17 آبان ماه سال 1387
تولد وبلاگ

امروز هم جشن تولد وبلاگمه هم تولد خودم 

 

اینم از کیک اش این تکه اش هم که نیست خوردمش 

یه وقت فکر نکنید پول دوستما ولی هستم دیگه چکار کنیم 

  

 

دروغ گفتم این رو از اینترنت گرفتم دیدم قشنگه گفتم بزارم (ماله خودم عکس ۵۰۰۰ تومانی بود) 

 

ای بابا بازم که دروغ گفتم . اصلا بی خیال دارم همش دروغ می گم

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>